پرتال امام خمینی (س): یادداشت/سعید اشیری
پیشتر در یادداشتی از ۵ نیروی تبدیلکننده جنگ رمضان به نبردی میانمدت نوشته بودم. اکنون پس از پذیرش توقف دوهفتهای جنگ، عامل کلیدی مهمی را اضافه میکنم که «قطبنمای حرکت» در کل این بحران است؛ رژیم صهیونی عامل اصلی تداوم این جنگ است، چنان که به گواه شواهد، علت آغازش هم خودش بوده است.
پنج لایه از نقش اسرائیل به عنوان مانع اصلی توافق با آمریکا
یک_«برنده دوم»؛ کابوس ژئوپلیتیک تلآویو
هر توافق بین واشینگتن و تهران به معنای «رسمیت یافتن قدرت منطقهای ایران» است. اگر ترامپ با ایران توافق کند (حتی در مدل بهینهی خود: شراکت ۵۰ درصدی در انتفاع از تنگه هرمز)، یعنی پذیرفته که ایران با نفوذ منطقهای و توان موشکیاش باقی بماند. بنابراین اسرائیل ترجیح میدهد آمریکا را در *یک جنگ فرسایشی بیپایان با ایران* درگیر نگه دارد، حتی به قیمت تضعیف اقتصاد جهانی.
دو _استراتژی «تخریب میز»
اسرائیل میتواند هر سیگنال دیپلماتیک میان ایران و آمریکا را خنثی کند، یعنی درست در لحظهای که احتمال آتشبس یا توافق افزایش مییابد، احتمال انجام یک «عملیات سیاه» (ترور ردهبالا یا حمله به تأسیسات حساس) از سوی اسرائیل به شدت بالا میرود. هدف، وادار کردن ایران به واکنشی است که ترامپ را به لحاظ سیاسی در موقعیتی قرار دهد که نتواند مذاکره کند: نوعی «حق وتوی میدانی».
سه_حزبالله لبنان
اسرائیل تجاوز به لبنان را ادامه میدهد تا آن را تضعیف کند و شکاف بزرگی در اضلاع جبهه مقاومت ایجاد نماید. ایران توقف آتش را مشروط به شامل شدن لبنان کرده، اما اسرائیل با عبور از این خط قرمز، ایران را در موقعیت دوگانه قرار میدهد: یا یار خود را رها کند و شکاف داخلی را بپذیرد و از درون تضعیف شود، یا مقابله کند. در هر دو حالت، اقدام ایران به نفع اسرائیل و تداوم جنگ است.
چهار _ترکیه بهمثابه ایران
توییت اخیر جو کنت نشان میدهد ترکیه هدف بعدی است. او گفته: «ما ناتو را ترک نمیکنیم تا از درگیریهای خارجی دوری کنیم؛ ما ناتو را ترک میکنیم تا وقتی اسرائیل و ترکیه در سوریه درگیر شدند، بتوانیم در کنار اسرائیل بایستیم.»
اسرائیل هیچ قدرت منسجمی را در منطقه تحمل نمیکند. آمریکا هم این دکترین را پذیرفته و اسرائیل میخواهد پس از نبرد با ایران، آمریکا را به جنگ با ترکیه بکشاند. جنگ ناکام یا طولانی با ایران، مسیر مشارکت آمریکا در جنگ اسرائیل با ترکیه را مسدود نمیکند؛ بلکه با تضعیف بیشتر ایران، خلأ قدرت ایجاد شده، موقعیت حمله به ترکیه را بهبود میبخشد.
پنج_جنگ بهمثابهی «سپر بلای داخلی»
برای نتانیاهو پایان جنگ بدون شکست ایران به معنای بازگشت به دادگاهها و سقوط سیاسی است. تداوم جنگ برای او ضرورت بقاست. او میداند ترامپ به دنبال «خروج سریع و پیروزمندانه» است، اما نفع نتانیاهو در «درگیر کردن لایههای عمیقتر ارتش آمریکا» است. او میخواهد خون و پول آمریکایی را تضمینی برای امنیت بلندمدت اسرائیل قرار دهد.
در یک برآیند کلی، ما با پارادوکس ترامپ-نتانیاهو و تضاد منافع درونی در جبهه مقابل ایران روبرو هستیم: ترامپ به دنبال «توافق نمایشی و سریع» (Quick Win) است تا به شعار «پایان جنگهای ابدی» عمل کند و اقتصاد را نجات دهد، اما نتانیاهو به دنبال «جنگ قطعی و نهایی» (Decisive War) است، حتی اگر چند سال طول بکشد!
در برآورد جنگ رمضان در افق میانمدت (۱۰۰ روزه)، اسرائیل بزرگترین «نیروی گریز از مرکز» است. حتی اگر در روز هشتادم بوی توافق به مشام این «سگ نحس نجس» (به تعبیر رهبر شهید) برسد، باید منتظر یک «انفجار استراتژیک» از سوی تلآویو باشیم تا میز مذاکره را واژگون کند. سناریوی بهینه این است که «مدیریت تنش با آمریکا» از «تقابل با اسرائیل» تفکیک شود؛ چرا که دومی تشنه خون است و اولی دیگر توان پرداخت هزینهاش را ندارد.
برآورد کلی این است:
آمریکا بین منافع ملی و داخلی خود در چالش با منافع اسرائیل، باز هم دکترین «اول اسرائیل» را انتخاب میکند.
مذاکرات ما با آمریکا به نتیجه نمیرسد.
افزون بر نبرد قبلی، نفوذ و جنگ زمینی (احتمالاً از سمت غرب ایران) رخ میدهد؛
جنگ تا حدود ۱۰۰ روز (اواخر خرداد) ادامه خواهد یافت.
.
انتهای پیام /*